شاید وقتی دیگر...
شاید جایی دیگر...
اینجا تمام شد!
پی نوشت: این اواخر وقتی که وارد وبلاگ میشدم، احساس تنهایی میکردم . البته نه اینکه "تنهایی" نتوانم... بلکه "تنهایی" نمیخواهم!
پی نوشت : اگر سخنی به گزاف راندم، اگر حقی باطل شد، اگر خاطری آزرده گشت... همه را به شخصه در روز محشر پاسخگو خواهم بود!... عجالتأ پوزش بنده ی حقیر را پذیرا باشید.
پی نوشت: بروید و به جان باعث و بانی اش دعا کنید که شما را از شر من راحت کرد!
پی نوشت: خدانگهدار
جدای از طنز:
...
نقطه چین ها همیشه بهترین وسیله ی نجاتند، برای فرار از لحظاتی که هیچ بهانه ایی برای "نوشتن" نداشته باشی!. عجب درد بدی است...بی بهانه بودن
و عجب ظلم و ستمی است... بی بهانه گذاشتن!